ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
165
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گويد فضل بن دكين و عمرو بن هيثم و يحيى بن خليف همگى ، از ابو خلده نقل مىكردند كه مىگفته است * حسن بصرى را ديدم كه ريش خود را با رنگ زرد خضاب مىبست . گويد يحيى بن عباد ، از عمارة بن زاذان ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن را با ريش زرد ديدم . گويد موسى بن اسماعيل ، از ابان عطّار ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن را ديدم كه ريش خود را با رنگ زرد خضاب مىبست . « 1 » گويد معن بن عيسى ، از محمد بن عمرو ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى را مىديدم كه موهاى سبيل خود را بدان گونه كه بعضى از مردم كوتاه مىكنند كوتاه نمىكرد . گويد مسلم بن ابراهيم ، از سلّام بن مسكين ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى را ديدم كه نماز مىگزارد و دستهايش درون عباى او بود . گويد مسلم بن ابراهيم ، از قرّه ما را خبر داد كه مىگفته است * انگشترى حسن را ديدم كه حلقه سيمينى بود . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن حسن بصرى جامه يمنى داراى نقش و نگار و بر سرش عمامه سياه ديدم . گويد عفان بن مسلم ، از مهدى بن ميمون ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر حسن بصرى عمامه سياه ديدم . گويد ابو عمرو بن عاصم ، از مبارك بن فضالة ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى را ديدم كه در نماز طيلسان خود را بر جانب چپ بدنش قرار مىدهد . گويد عمرو بن عاصم ، از همّام ، از قتاده ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى نوره نمىكشيده است ! گويد موسى بن اسماعيل ، از عبد المؤمن سدوسى ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى را در مسجد ديدم كه بر تن او طيلسان كردى دو لايه كه ظريف دوخته شده
--> ( 1 ) ملاحظه مىفرماييد كه نقل اين گونه مطالب با اين همه اسناد نشان دهندهء چيرگى اهل حديث و پيروان احمد بن حنبل است ، كه توجه به رنگ ريش ، آن هم به ويژه رنگ حنايى و زرد ! و حداكثر اينكه استدلال به استحباب خضاب بشود ، به راستى جاى شگفتى است كه جايگاه علوم و مباحث عقلى در كتاب طبقات و امثال آن از ياد رفته است .